{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"دو روز بعد-۱۴:۱۳ ظهر-کارن"

"دو روز بعد-۱۴:۱۳ ظهر-کارن"
جلوی کلاب بودم...نمیدونم چرا ولی این یک هفته اندازه یک عمر برام سخت بود...با قدم هایی به ظاهر محکم وارد کلاب شدم...نمیدونستم ستی اینجاست یا خونه...ولی اول قرار بود بیام اینجا تا با لارا صحبت کنم و بعدش هم برم پیش ستی
-سلام رئیس
-سلام لارا...اینجاست؟
-بله...تو اتاقتونن
-مرسی...هر وقت صدات زدم بیا تو اتاق
-چشم
و بعدش رفتم داخل اتاق...وقتی وارد شدم تنها چیزی که دیدم قرص هایی بود که رو میز بود...رفتم نزدیک تر و یکی از قرص هارو برداشتم و اسم روش رو خوندم..."ملاتونین"...بهش گفته بودم قرص خواب کمتر بخوره ولی مثل اینکه گوش نداده بود و الان هم خواب بود...بیدارش نکردم و رفتم بیرون از اتاق...رو یکی از میزهای کلاب نشستم و از زیر میز شیشه وودکایی برداشتم و سیگارم رو هم روشن کردم
-میشنوم...چیکاره ایم؟
دیدگاه ها (۲)

Do I love him, or do I hate him?p:⁴اجوما هم خیلی سریع درست ک...

رمان تهیونگ

part 1ویو آناستازیااز خواب پا شدم و رفتم که کارای شخصیم رو ا...

((جوانه عشق در قلبی سنگی))part:18(ویو یونسو)[فلش بگ به فردا ...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣22🦋)✥(ویو لوین کاترین)بیخیال افکارم شدم و یه ظ...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_64پلاستیک رو باز کردم لباس خ...

پارت ۲ ویو ا.ت با ذوق سمت در رفتم و بازش کردم .هوسوک رو دیدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط