{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

_____________________________________

_____________________________________
[ CARTOGRAPHER'S OATH ]
PART/2
_____________________________________


اسلاید اول/ لیسا مانوبان
اسلاید دوم / پارک ا/ت
اسلاید سوم/ کیم جیسو
اسلاید چهارم / کیم تهیونگ
اسلاید پنجم/ جئون جانگ کوک


[ این قسمت : شروع یک قمار بزرگ ]


یونگی. اون شب بعد از قرارمون خواب به چشمم نیومد و تا صبح همه چیز رو درست و دقیق برسی کردم و برای هر اتفاق احتمالی سناریو چیدم ....
[ ویو فردا ]
ادمین . یونگی جونگ کوک و جیسو طبق برنامه حاضر شدن تا به فرودگاه برن تا دختر ریس جمهور رو بدزدن ...
اسلحه هاشون رو زیر لباسشون پنهان کردن هر کدوم درست جایی مستقر شده بود که یونگی دیشب بهش گفته بود... یونگی نقش اصلیه نقشه رو بازی میکرد و قرار بود جیسو نظر بادیگارد های ا/ت رو جلب کنه و یونگی در لحظه دختر ریس جمهور رو بدزده ....
جونگ کوک هم نزدیک بخش و اطلاعات ایستاده بود تا همه رو تحت نظر داشته باشه و در زمان مناسب یونگی رو سرمو رو کنه تا ا/ت رو به ماشینی که تو پارکینگ فرود گاه بود ببره....!
لحظه ها آروم و سنگین می گذشت تا اینکه هواپیما مورد نظر نشست و مسافر ها پیاده شدن .‌‌‌..
ا/ت . و با دیگارد ها به بخش تحویل وسایل رفتن تا چمدان ها رو بردارن ..
جیسو از قبل اون بخش بود و به محض اینکه چمدان ها رو دید دنبال چمدان ا/ت گشت و زود پیداش کرد چون ا/ت اسمش رو روی چمدان با یه اویز آویزان کرده بود ‌‌‌‌....
چند لحظه بعد ا/ت به بخش دریافت وسایل رسید جیسو متوجه شد و سریع یکی از چمدان های ا/ت رو برداشت و دویید .‌...
ا/ت . عه اون دختر یکی از چمدان های منو برو...!
بادیگارد ا/ت به طرف جیسو دویید تا بگیرتش و در همون لحظه یونگی دستمالی رو آغشته به محلول خواب آور کرد و یهو از پشت جلوی دهن و بینی ا/ت گرفت ا/ت دستو پا میزد و کمک می خاست...
مردم عادی نمی خاستند خودشون رو قاطی کنن حق هم داشتن کی به خاطر کسی که نمیشناستش خودش رو تو خطر مینداخت؟
جیسو بعد از اینکه بادیگارد رو از ا/ت دور کرد چمدان رو انداخت و سریع از فرودگاه خارج شد ...
جونگ کوک. برگه ای که از قبل آماده کرده بود و نوشته ای رو روش نوشته بود رو خیلی نامحسوس روی میز و اطلاعات گذاشت و دویید سمت یونگی..
یونگی ا/ت رو که بیهوش شده بود رو انداخت روی شانه اش و دویید و پشت سرش جونگ کوک میدویید تا مراقب اطراف یونگی باشه....
بادیگارد چمدان رو برداشت برگشت اما وقتی ا/ت رو پیدا نکرد ترسید و همه جا دنبالش گشت اما پیداش نکرد .‌‌‌‌..
یونگی. به پارکینگ رسیدن و ا/ت رو داخل ماشین گذاشتن و سوار شدن از فرودگاه اومدن بیرون چند متر بعد جیسو رو هم دیدن و او هم سوار شد به باند رفتن...!







ادامه دارد......

▪این پارت بدونه شرطه حمایت کنید فردا یک پارت دیگه داریمم ♡

#تابع_قوانین_ویسگون
#ویسگون
#فیک
دیدگاه ها (۲۰)

_____________________________________[ CARTOGRAPHER'S OATH ...

I loved be angel PART 37ا/ت . بعد از اینکه رسیدیم عمارت منو ...

I loved be angel PART 36ا/ت . چون مو های تهیونگ بلند بود و م...

I loved be angel PART 35تهیونگ. جلوی ا/ت ایستاد تا بهش اطمین...

_____________________________________ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط