{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جان دادم

جان دادم
در میان انبوهِ واژه ها
تا بدانی که ، درد
نبودنت به استخوان رسیده
چرا مرا نمی شنوی؟
نمی خوانی
نبودنت کمرِ واژه هایِ شعرم راشکسته.
چه برسد به من.

#مژگان_بوربور
دیدگاه ها (۱)

پیش از آنکه مَعشوقه‌ام شَویهِندیان و پارسیان و چینیان و مِصر...

دلتنگی نامرد است؛به دست خیلی‌هامان سیگار دادهخیلی‌هامان را ا...

باور کن این روزهاحق با همه هست جز منیک شعله سهم من استکه عاش...

من به بی رحمی "اتفاق" معتقدم. اینکه وقتی میفته، می خواد زندگ...

#جانانه اینکه گفته اندتنها همانی آرامت می کند ، که دلت را آت...

جنوب قلب ایران است...وقتی صدای سنج و دَمام در کوچه‌ها می‌پیچ...

«دیگر توانِ برپا کردهمه در حالِ دویدن هستند، همه در حالِ خند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط