{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اقاامروزرفتم اداره پست عجله داشتم میخواستم یه بسته روباپس

اقاامروزرفتم اداره پست عجله داشتم میخواستم یه بسته روباپست پیشتازبفرستم یه شهردیگه باعجله رفتم جلوی میزیکی ازکارمندابااعتمادبه نفس گفتم:اقاببخشیدپشت پیستاژ!کجاس؟
یاروگف کجابهتون ادرس دادن
گفتم همین اداره ی شما
گف نه اداره ی ماهمچین جایی نداره
گفتم مگه میشه
دیگه یاروداش جوش میاوردگف نمیدونم کجاس
گفتم مگه میشه شماندونین
گف دقیقامیخوای کجابری؟پشت چی؟!
گفتم ای بابااا پشت جایی نمیخوام برم.پشت پیستاژکاردارم
گف منومسخره کردی
دیگه قاطی کردم گفتم اااااه.بابامیخوام این بسته روبدم پست اکسپرس کنن واسم
هیچی دیگه اونموقع یاروفهمیدچی میگم
داشت روزمین غلت میزدازخنده
رفتم کارموانجام دادم داشتم ازاداره میرفتم بیرون همون اقاهه جلوموگرف گفت جون مادرت یه باردیگه بگوپست پیشتاز
عصبی شدم چندتانفس عمیق کشیدم بااعتمادبه نفس کامل گفتم پشت پیستاژ!!!
حالاشماخودتون حال اون لحظشوحدس بزنین
دیدگاه ها (۶)

باکیاشدیم 8رقمی،؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!

ماچقدبدبختیم؟؟؟!!!!

داشتم ویالون میزدم... مامان و مادربزرگم اومدن تو اتاق مادر...

سرم داره ازدردمنفجرمیشهبه مامانم بگم واویلاسدارم کورمیشمتورو...

رومان عشق مافیا پارت 36از زبان ا/تجونگ کوک با داد گفت : ولش ...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 129・⁠]⁠ᕗتا خود صبح نگاش کردم...

پارت ۴۸

پشت لبخند جیمین پارت هفتمچند روز از اون شب گذشته بود.من و جی...

پشت لبخند جیمین پارت هشتماجرای جیمین تموم شده بود و مثل همیش...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۰۱: تیکه‌های پازل(بخش اول)در که پشت سر سوآ...

part 4ویو مایکی از پشت میز بلند شدم و رفتم روی تختم دراز کشی...

رومان عشقم مافیا پارت 39 اخر این پارت اخر رومانم ھست از زبان...

ستاره دنباله دار پارت:۳۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط