{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مدام برایش کف می زدند و او گیتار به دست ترانه ها را اجرا

مدام برایش کف می زدند و او گیتار به دست ترانه ها را اجرا می کرد. خیلی خوشحال بود بعد از مدت ها دوندگی به ارزویش رسیده بود. کنسرت در فضای باز و شرشر باران بر زیبایی ترانه ها اضافه می کرد. در این موقع صدای مادرش را شنید:اب داره سرد می شه ،از حموم بیا بیرون...?!?!
دیدگاه ها (۲)

اسلاید اول:جونگ‌کوک گفت که وضعیت ساق پایش در آستانه‌ی ترک‌خو...

فصل دومپارت سیزدهم | خبری از ایتالیاچند روز از شروع رابطه‌ی ...

🦢 پارت پنجم | چیزی که نباید حس می‌کردمهمانی هنوز ادامه داشت....

حق.. 🤣🤣🤣🤣👌🏻عکس های منتشر شده از اسکیز در کنفرانس مطبوعاتی ♡T...

( این دوتا سم بود گذاشتم برا آخر یعنی آبروی نداشته‌مون دیگه ...

P : 30

دریاچه خونین :فصل اول _پارت 21چند روز از ورود چویا و سلیا به...

`` قشنگ ترین اشتباه ``chapter : ²part : ⁹به سمت‌شان رفتیم.جی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط