{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این شمع که شب در انجمن میخندد

این شمع که شب در انجمن می‌خندد
ماند بگلی که در چمن می‌خندد
هر شب که خیالش به بالین من آید تا روز
میسوزد و بر گریه‌ی من می‌خندد
ونگه که دفترزحال او بگشایند
غافل ز روزی که عجل به آن می خندد

/ سعید
دیدگاه ها (۱۲)

دنیا نه مقام ماست نه جای نشستفرزانه در او خراب ؛ او لیتر و م...

گفتم عقلم ، گفت که حیران منست.گفتم جانم ، گفت که قربان منست...

امشب من و چنگ و معشوقه‌زچست؟بودیم به عیش و عهد کردیم درست !س...

هرچند که درد دل هر خسته بسی ستوز دست فلک رشته‌ی بگسسته بسی س...

کاش فال شب یلدای همه این بشود؛ یوسف گمگشته باز آید به کنعان ...

دو ستاره در شبپارت ۱تسوموگی نمیتوانست بخوابد . صدای زوزه ی گ...

دو ستاره در شب پارت ۳ایزتسو از تسوموگی خداحافظی میکند و ب را...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط