{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درد یعنی بزنی دست به انکار خودت

درد یعنی بزنی دست به انکار خودَت...
عاشقش باشی و افسوس گرفتارِ خودت

درد یعنی: 
که نماندن به صلاحش باشد، بگذاری برود!

آه... به اصرارِ خودَت...
دیدگاه ها (۱)

چرا به یاد نمی آورم؟! من آدمی را دوست می داشتم.ستاره و ارغوا...

شرمنده ام !گفته بودم دست بر دیوار دور آن ور دریا می زنم و تا...

ک روز چهل و سه بار غروب آفتاب را تماشا کردم!خودت که میدانی.....

من از همون روز اول،" نگرانْ" به دنیا اومدم.نگرانِ گم کردن، ن...

درد یعنی بزنی دست به انکار خودت عاشقش باشی و افسوس گرفتار خو...

یک وقت‌هایی، باید خودت را به "بیخیالی" بزنیبیخیال تمام آدم‌ه...

من میروم اما تو هم قدری به من اصرار کنحرفی بزن، چیزی بگو، کا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط