مرگ را میجویم
مرگ را میجویم
در پس کوچه باغ های بلا
با بال هایی باز
روی کرانه ی آسمان به دنبالش میگردم
مرگ را در هراس میجویم
در هراس آخرین صدای ماشه ی رولت روسی
در آخرین خاکستر خیس سیگار
و بوی نم
مرگ را میجویم
در ژرف نای وجود دریای غم
که قطره قطره اش را با اشک هایم ساختم
و گونه هایم ساحل داغ
آری مرگ را زیر گرمای آفتاب و بازتابش
در کفش های سررد اسکیموهای قطب شمال میجویم
هر جا که تو باشی. میمیرم
آری مرگ را میجویم با معنای تو بودن
باش تا بمیرم
باش تا بودنت نبودم باشد
تو،،فقط باش
در پس کوچه باغ های بلا
با بال هایی باز
روی کرانه ی آسمان به دنبالش میگردم
مرگ را در هراس میجویم
در هراس آخرین صدای ماشه ی رولت روسی
در آخرین خاکستر خیس سیگار
و بوی نم
مرگ را میجویم
در ژرف نای وجود دریای غم
که قطره قطره اش را با اشک هایم ساختم
و گونه هایم ساحل داغ
آری مرگ را زیر گرمای آفتاب و بازتابش
در کفش های سررد اسکیموهای قطب شمال میجویم
هر جا که تو باشی. میمیرم
آری مرگ را میجویم با معنای تو بودن
باش تا بمیرم
باش تا بودنت نبودم باشد
تو،،فقط باش
- ۳۹۷
- ۲۵ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط