{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکم اعدام بود :اعدامی لحظه اى ایستاد...........

حکم اعدام بود :اعدامی لحظه اى ایستاد...........
و بوسه ای ب طناب دار زد...........
دادستان گفت :این چه کاریست؟؟؟
زندانی خنده ای کرد و گفت: سلامتیه طناب دار ک نمیزاره زمین بیفتم!!!
ولی آدما!!!!!!!!!!بدجوری زمینم زدند!!!
دیدگاه ها (۳)

بدون شرح.......................................................

و عشق.........................................

مرد زندانی میخندید..... به حبس خود یا آزادی ما..... نمیدانم....

اِدعــــــامــــون نِـــــــمیشــــه چُــــــــــون اَگــــ...

وقتی بدون اجازه اش میری بار

رز آبی پارت ۳۲

وارث سایه ها

LESSON

دید پنهان انفجار اشکار

رمان: در جست و جوی رستگاریپارت سوممیدونم هیچکس جز ساداکو نمی...

فیک : بین راندها

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۲۰ | «یک عصر خانو...

چند پارتی

𝗨𝗻𝗱𝗲𝗿 𝘁𝗵𝗲 𝗿𝗶𝗴𝗵𝘁 𝗵𝗼𝗼𝗽p4جونگکوک چند دریبل زد و بعد دوباره به ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط