{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من و تو، در کوره راه های باریکِ لغزنده، کنار هم نمی رویم،

من و تو، در کوره راه های باریکِ لغزنده، کنار هم نمی رویم، به دنبالِ هم می رویم.
در پیِ هم بودن، گهگاه لذتی دارد بیش از کنارِ هم بودن.
صدای قدم های تو را می شنوم، صدای نَفَس های تو را، و تک جمله های تو را.
بگذار شب سخن بگوید، که سرشار از گفتن است و تشنه گفتن.
شب انگار که فخرِ رازمندی می فروشد.
کلماتش گرچه به زمزمه می ماند، متواضعانه نیست.
غروری دارد که روز ندارد.
حق است که چنین باشد. رازهای درون شب، معجزه نیست، اما زیباست.
ریه هایمان تجدیدِ حیات می کنند. احساسِ سبُکی و سرزندگی می کنیم.
نَفَس های عمیق. لبخندهای بی دلیل.
انگار که بوی خوب ترین عطرِ جهان را استشمام کرده ایم.
بوی برف. پچپچه ها و زمزمه ها. جای عشق کجاست؟
در سنگ سنگِ کوه، در قطره قطرۀ رود، در ذره ذرۀ هوای ناب،
در قدم های بی صدای نسیمِ سردِ زمستان...


یک عاشقانه آرام، نادر ابراهیمی
دیدگاه ها (۵)

تولدِ کسی که پناهگاهِ امنِ روحِ ماست✨۲۱ مهر، تقویمِ قلبِ ما ...

پارت ۱۰: پناهگاهِ شیشه‌ایصدایِ ضربه‌ها به در، انگار از یه دن...

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **پارت ۴دودِ...

خستگیِ روز رو چطور در می‌کنی؟ 🌙بعضی وقت‌ها لازمه یه چند دقیق...

### 👁️ پارت سوم: تالار سایه‌هاماشین رو خاموش کردم. سکوتِ سنگ...

نفرت و عشق🚬 [از زبان پریسا]صدای موتور ماشین‌های مشکی تو کوچه...

موسیقی

چند پارتی

پارت ۴۰

خدا که مستقیم نمیاد بهت بگه دوست دارم..به جاش آدم های درست، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط