{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نامجون ویو

نامجون ویو
رفتم داخل اتاق که هنوز. داشت گریه میکرد
رفتم بغلش کردم
نامجون: ا‌.ت اگر بیشتر از این ادامه بدی منم گریم میگیره ها
ا.ت: ت تو سرم داد زدی
نامجون: قول میدم دیگه سرت داد نزنم
ا.ت: قول
نامجون: قول

که یهو ا.ت پرید بغلم تو بغلم گریه کرد خواستم بحث و عوض کنم بوی بدنش بهم آرامش میداد
نامجون: ا.ت میدونی بوی بدنت گرمی دستات لبات و بدن نرمت بهم آرامش میده
ا.ت: تو هم بهم آرامش میدی
نامجون: حالا باهام قهر نیستی دیگه
ا.ت: نه قهر نیستم
نامجون: حالا بیا بریم بیرون اگه میخوای
ا.ت: هوراااا بیرون دوست دارم نامجوناا
نامجون: منم دوست دارم
دیدگاه ها (۰)

نامجون: خوب بریم شهربازیا.ت: آره نامجون: پس بزن بریمنامجون و...

ا.ت ویونشسته بودم تا نامجون بیاد که یه پسر اومد کنارم نشست و...

ا.ت: نامی میشه بریم بیرون نامجون: نه از کجا بدونم فرار نمیکن...

شب شده بود رفتم بخوابم رو تخت که نامجون هم اومد پیشم گرفتمش...

part ۴ استاد جذاب من

ادامه تکپارتی.. ا/ت: تو.. تو الان منو زدی مینسو: مامانی..هق....

وقتی باهاش..... درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط