{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نامجون: خوب بریم شهربازی

نامجون: خوب بریم شهربازی
ا.ت: آره
نامجون: پس بزن بریم
نامجون ویو
سوار ماشین شدیم بعد از چند دقیقه رسیدیم به شهر بازی ا.ت دستمو گرفت و گفت بیا بریم ترن هوایی
نامجون: آ آخه ترن هوایی خیلی ب بلند نیست
ا.ت: نترس بابا دنیا که به آخر نرسیده

آب دهنمو قورت دادم قبول کردم رفتیم سوار شدیم ا.ت دستمو گرفته بود
ا.ت: هورااااا هورااااااا
اصلا متوجه نشدم کی ترن هوایی تموم شد آروم پیاده شدیم
ا.ت: نامجونا حالت خوبه میخوای بریم برات آب بیارم
نامجون: نه اوکی ام
بعدش رفتیم کلی چیزه دیگه سوار شدیم
که به ا.ت گفتم اونجا بشینه برم براش بستنی بخرم
دیدگاه ها (۰)

ا.ت ویونشسته بودم تا نامجون بیاد که یه پسر اومد کنارم نشست و...

نامجون: چرا اجازه دادی اون بهت نزدیک بشه ها چرا اجازه دادی( ...

نامجون ویورفتم داخل اتاق که هنوز. داشت گریه میکردرفتم بغلش ...

ا.ت: نامی میشه بریم بیرون نامجون: نه از کجا بدونم فرار نمیکن...

𝒑𝒂𝒓𝒕:14ته: خوبه من حالا من خودم بعدا بهت زنگ میزنم و گوشیو ق...

𝒑𝒂𝒓𝒕:9 ویو ا/ت صبح روز مراسم ایدلا ساعت۵ (توی خوابگاهشون)خ...

چند پارتی درخواستی پارت ۲ ا/ت . به دانشگاه رفتیم و بعد همراه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط