ا.ت ویو
ا.ت ویو
نشسته بودم تا نامجون بیاد که یه پسر اومد کنارم نشست و کمرم و گرفت خواستم پاشم
که نزاشت
پسره: هوم بیبی به این جذابی تنها اینجا چیکار میکنه
ا.ت: و ولم کن من دوست پسر دارم
بیشتر منو به خودش نزدیک کرد
پسره: برام اهمیتی نداره برام این اهمیت داره که چه شکلی مال خودم بکنمت
ا.ت: ن نامجونا( با داد و گریه )
نامجون ویو
دیدم ا.ت داره با گریه اسممو صدا میکنه دویدم ببینم چیشده که دیدم یه پسره داره ا.ت و با خودش میبره رفتم طرفش تا جایی که بیهوش شد زدمش که ا.ت پرید بغلم و گریه کرد دست ا.ت و گرفتم و بردمش عمارت
نشسته بودم تا نامجون بیاد که یه پسر اومد کنارم نشست و کمرم و گرفت خواستم پاشم
که نزاشت
پسره: هوم بیبی به این جذابی تنها اینجا چیکار میکنه
ا.ت: و ولم کن من دوست پسر دارم
بیشتر منو به خودش نزدیک کرد
پسره: برام اهمیتی نداره برام این اهمیت داره که چه شکلی مال خودم بکنمت
ا.ت: ن نامجونا( با داد و گریه )
نامجون ویو
دیدم ا.ت داره با گریه اسممو صدا میکنه دویدم ببینم چیشده که دیدم یه پسره داره ا.ت و با خودش میبره رفتم طرفش تا جایی که بیهوش شد زدمش که ا.ت پرید بغلم و گریه کرد دست ا.ت و گرفتم و بردمش عمارت
- ۴.۴k
- ۲۶ مرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط