{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‍ #شـــــرح_ڪـامـل_زعفـرجنـی_اززبـان_خـودش_درکربلا

#شـــــرح_ڪـامـل_زعفـرجنـی_اززبـان_خـودش_درکربلا

هنگامی که واقعه ی جانسوز کربلا در حال وقوع بود، زعفر جنی که رئیس شیعیان جن بود در بئر ذات العلم ، برای خود مجلس عروسی بر پا کرده بود و بزرگان طوایف جن را دعوت نموده و خود بر تخت شادی و عیش نشسته بود.
در همین حال ناگهان متوجه شد که از زیر تختش صدای گریه و زاری می اید. زعفرجنی گفت :(( کیست که در وقت شادی ، گریه می کند؟!)) دراین هنگام دو نفر از جنیان حاضر شدند وزعفر از آنان سبب گریه را پرسید .آنان گفتند : (( ای امیر ! وقتی که ما را به فلان شهر فرستادی ، در حین رفتن به آن شهر ، عبور ما به رودفرات افتاد که عربها به ان نواحی نینوا می گویند . ما دیدیم که درآنجا لشکریان زیادی از انسانها جمع شده ودر حال جنگ هستند .وقتی که نزدیک آنان شدیم ، مشاهده کردیم که حضرت حسین بن علی علیه السلام ، پسر همان اقای بزرگواری که ما را مسلمان کرده ، یکه و تنها برنیزه ی بی کسی تکیه داده و به چپ وراست خود نگاه می کرد ومی فرمود : ((آیا یاری دهنده ای هست تا ما را یاری دهد ؟!)) و نیز شنیدم که اهل و عیال آن بزرگوار ، فریاد العطش العطش بلند کرده بودند . وقتی که این واقعه ناگوار را مشاهده کردیم فی الفور خود را به بئر ذات العلم رساندیم تا شما را خبر نماییم که اکنون پسر رسول خدا (ص) را به شهادت می رسانند .))

به محض اینکه زعفر جنی این سخنان را شنید ، تاج شاهی را از سر خود بر داشت و لباسهای دامادی را از تن خود خارج کرد و طوایف مختلف جن را با سلاحهای آتشین آماده کرد وهمگی با عجله به سوی کربلا برویم.......

بـراےادامـہ داستــان واقعـی زعفـرجنے بہ ڪانال زیـرمـراجعہ ڪنیـد
⇩⇩⇩⇩⇩⇩
https://telegram.me/joinchat/CeNg8D7sYoQFmKGdkycS0w
دیدگاه ها (۱)

telegram.me/akhare_zaman

telegram.me/akhare_zaman

https://telegram.me/akhare_zaman آخـرالـزمـان و نشـانہ هاےظه...

https://telegram.me/akhare_zaman آخـرالـزمـان و نشـانہ هاےظه...

تکاپو پارت 38= آغوش ماه

⛓️━━━━━━━━━━━━━━⛓️𝒜 𝐹𝑜𝓇𝒷𝒾𝒹𝒹𝑒𝓃 𝒟𝒶𝓃𝒸𝑒 𝒾𝓃 𝓉𝒽𝑒 𝑀𝒾𝒹𝓈𝓉 𝑜𝒻 𝒞𝓇𝒾𝓂𝓈𝑜𝓃 ...

🔴 هیچ کار خداوند بی‌حکمت نیست ...پادشاهی هنگام پوست کندن سیب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط