{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در ساحل ماسه ای

در ساحل ماسه ای
با خدا قدم می زدم ،به پشت سرم نگاه کردم،
جآهایی که از خوشی ه‍ا حرف زده بودیم ،
دو رد پا بود
اما
جاهایی که از سختی ها گفته بودم ،
جای یک رد پا؟؟؟
به خدا گفتم در سختی ها کنارم نبودی؟
گفت: آن ردپایی که میبینی من هستم !
تو را در سختی ها به دوش کشیده بودم ،،،،،
خدایا بی نظیری.....
خدایا شکرت همواره همراه منی.........
دیدگاه ها (۴)

شیر هم که باشی!نیاز پیدا میکنی ،،،،،یکی آرومت کنه،!!!!!!!!!!...

همچو دریا باشکه با هر موج آوای حرکت وپویایی هستی رادرذات وجو...

قوی بودن را بیاموز وسخت تمرین کن!!!!!!

part 12. three hearts, one love

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥part 161تنها کاری که تونستم...

《برادره ناتنیم》(پارت ۷)ویو ا/تاون مین جو بود کهمین جو: اووو ...

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

I can be myself with himPart¹⁰⁸ساعت،۸ شب رو نشون میدادطرح کا...

رمان تهیونگ

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 110・⁠]⁠ᕗ  صبح که بیدار شدم ا...

دو پارتی جیهوپ *درخواستی*که یهو از کوشکی صدای نوتیف اومد قبل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط