{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یادم میاد بچه که بودم

یادم میاد بچه که بودم
بعضی وقت ها یواشکی بابامو نگاه می کردیم
که ساعت ها با دست مشغول جمع کردن
آشغال های ریزی بود که روی فرش ریخته شده بود
من حسابی به این کارش می خندیدم
چون می گفتم ما که هم جارو داریم هم جارو برقی.
چند روز پیش که حسابی داشتم با خودم فکر میکردم که چه جوری مشکلاتم رو حل کنم
یهو به خودم اومد دیدم که یک عالمه آشغال از روی فرش جلوی خودم جمع کردم..و....
دیدگاه ها (۲)

فک کن اینجا باشی و عطسه ات بگیرهآیا خواهید عطسید!؟؟؟عطسههه ع...

☜ﺣﺎﻟــــَﻢ ﺧــــﻮﺏ ﺍَﺳﺖ ﺍَﻣـــّـﺎ ﺩَﺭ ﺣـــﺎﻟَﺖِ ﺧـُـﻨﺜـی ﺑِﻪ...

ba ham

این پست روهم حذف نکنن توروخدااانه نههههه حزفش نکنیییییننهه...

/man minds/ پارت۴ویو سونگمینهمون طور ک چان گفته بود داخل رخت...

#اونـ_مالـ_منهـ ᏢᎪᏒᏆ16کوک:همچنینو رفتیم داخل رو مبل نشسته بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط