{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تنهـایـی دیگـر شـورَش را درآوردهــ .

تنهـایـی دیگـر شـورَش را درآوردهــ .

مـن هـم دیگـر شـورَم را درآوردهـ ام .

وقتـی بـی تـــــو هیــچ چیــز در مـن شـوری بـرنمـی انگیــزد

شـورم را درآوردم گـذاشتـمـش یـک گـوشـه ای تـا لــااقــل از ایـن خـراب تــر نشـود .

خـدا را چــه دیـدی .

شـایـد آمـدی .

لـااقـل شـوری داشتـه بـاشـم . . .
دیدگاه ها (۱)

....

......

☜سِنــــــے نـــدارَمــــــا....!!!☞وَلــــــــے خَستَــــــ...

"مــــن"و"تــــو" ...مــــانشـدیم چون "او"هــم بـود ...با"من...

تولدت مبارک جونگکوکا تو برای من فقط یه خواننده نیستی ، تو یه...

⁨⁨⁨⁨⁨و تو چه میدانیشاید امشب درست همان شبی باشد که قرار است ...

«در این شب‌های جمعه، وقتی سکوتِ سنگین بر تمامِ هستی چیره می‌...

𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 | عشق دردسرساز𝐏𝐚𝐫𝐭 :𝟏هر روز صبح، وقتی می‌رسیدی ...

و دوباره دست به نوشتن برداشتم، چیزی که براش به دنیا اومده بو...

پروانه جان

دنیا برایش متوقف شد.لب‌هایش لرزید.— «نه...»صدایش شکست.— «نه،...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط