{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت¹⁵

(عشق ابدی)

جیهوپ: خیله خب جیمین باید بریم

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

جیمین: باشه

(از زبان جیسو): دست جیمین رو محکم گرفتم نمی دونستم چرا دلشوره گرفتم

[۱ساعت بعد]

(ذهن جیسو): پس چرا نیومدن

(از زبان جیسو): یه گوشه نشته بودم که در باز شد.... جیمینو جیهوپ بودن...... خوشحال شدمو پریدم بغل جیمین بوسش کردمو گفتم

جیسو: چرا انقد دیر کردی؟ کجا بودی؟ جوابمو بده........(داد) نگرانت شدم

جیمین بی توجه به سوالام گفت

جیمین: حالا که اومدم پس دیگه نگران نباش

جیسو: راس میگی........ خوشحالم که اومدی

(از زبان جیسو): جیمینو کشیدم کنار و گفتم

جیسو: جیهوپ باهات چیکار داشت

جیمین: هیچی(با لبخند)

جیسو: یعنی چی هیچی؟ پس برای چی رفتین بیرون؟ اصلا چرا انقد باهات خوب رفتار میکنه اون که می خواست ترو بکشه

جیمین: مگه بده که خوب رفتار کنه

جیسو: هاااااااااااااا

(از زبان جیسو): دنبال فرصت بودم که بفهمم جیمینو جیهوپ چیکار دارن میکنن..... هر وقتم که می خواستم از جیمین بپرسم دارین چیکار می کنین خودشو به اون در می زد

یه روز که خیلی دلم گرفته بود جیمین با دست پاچگی اومد پیشم...... نگران شدمو پرسیدم

جیسو: چیه؟ چی شده؟

جیمین: هیچی فقط وسایلتو جم کن می خوایم بریم

تقدیم نگاهتون ♡
(بعد سال ها پارت بعدیو گذاشتم😁😁)
دیدگاه ها (۰)

پارت ¹⁶(عشق ابدی) جیمین: هیچی فقط وسایلتو جم کن می خوایم بری...

مرسی❤❤

کدوم؟

کدوم؟

Rz prpr ²⁷دکتر اومد که سمتش دویدم و گفتم: چی شده حالش خوبه؟د...

قشنگ ترین اشتباه پارت ⁵³جیمین گفت...._ مگه غیر از اینه ا.ت ؟...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط