پارت یازدهم💟
پارت یازدهم💟
ویو جینا :
این خانمه اسمش چی بود مامانم گفت باید بهش بگم آهان زن عمو زن عمو ات . اون خیلی مهربونه باید به عمو بگم دوسش داشته باشه عمو به حرف من گوش میده .
ویو ات 🩵جینا اومد پیشم گرفتمش بغلم گفتم :
ات: جینا میخوای اتاق منو ببینی ؟
جینا : آره بزار از مامانم اجازه بگیرم .
جینا پیش مامانش ❤️🩹
جینا:مامانی میشه برم پیش زن عمو بریم اتاقش ؟
سوجین:آره قشنگ مامان ولی زن عمو رو اذیت نکنی.باشه .
جینا:باشه مامانی
راوی : جینا و ات باهم رفتن اتاق که ته هم پشتشون اومد .
جینا : عه عمو تو هم اومدی .
ته: آره قشنگم
جینا : زن عمو من میخوام برم بغل عموم
ات : باشه عسلم
راوی هر سه رو تخت نشستن
جینا : عمویی
ته:جانم قشنگ عمویی
جینا : تو زن عمو رو دوست داشته باش چون مهربونه اون منو دوست داره
ته : باشه چون تو گفتی من اونو دوست داشته باشم دوسش دارم
جینا: پس بوسش کن .
ته و ات : چی
جینا بوسش کن دیگه .
ته : باشه
ته لپ ات رو بوسید
جینا. نه اون جوری نه
ات : ببین یه بچه چه کار را که نمی کنه
ته: هوف بچه عیبه
جینا. تا بوس نکنی قهرم
ته : باشه .ای خدا بچه هم بچه های قدیم
ته لب ات رو سطحی میبوسه .
ات از خجالت گوجه شده
جینا : (میخنده ) آره الان شد شما همو دوست دارید
جینا میدوه پایین .
جینا : بابایی عمو زن عمو رو دوست داره (با صدای بلند و جیغ )
جین : تو از کجا میدونی وزه ؟ها ؟
جینا : عمو زن عمو رو بوس کرد .لبشو بوس کرد (با جیغ ذوق توری )
ته از پله ها با ات می دون پایین ته حالا دستش روی دهم جینا هست .
جین : باشه حالا یه غلطی کردی زنته بچه رو چرا خفه میکنی ؟ (با خنده )
ته : آخه دروغ میگه .
نامجون : آدم حرف راستو از بچه میشنوه .
ته : جینا. من باهات قهرم .
جینا: عمو مگه دروغ میگم
یونگی : پسرم کهر اشتباهی نکردی که همسرت هست . هر غلطی بخوای میتونی بکنی .
مینا: عزیزم جوری اولش رو حرف زدی فک نمیکردم این جوری بگی .
یونگی : چشه به این خوبی
سلنا : راست میگن ولی فک کنم دیگه باید بریم تا آبروریزی بد تو از این نشده .
نامجون : بله . بچه ها بلند شید بریم .
راوی : همشون بلند شدن جمع کردن رفتن ولی ته هنوز مثل بچه ها با جینا قهر بود .
فلش بک به روز عروسی .
........
ادامه ی پارت کو .... ؟؟؟؟
ویو جینا :
این خانمه اسمش چی بود مامانم گفت باید بهش بگم آهان زن عمو زن عمو ات . اون خیلی مهربونه باید به عمو بگم دوسش داشته باشه عمو به حرف من گوش میده .
ویو ات 🩵جینا اومد پیشم گرفتمش بغلم گفتم :
ات: جینا میخوای اتاق منو ببینی ؟
جینا : آره بزار از مامانم اجازه بگیرم .
جینا پیش مامانش ❤️🩹
جینا:مامانی میشه برم پیش زن عمو بریم اتاقش ؟
سوجین:آره قشنگ مامان ولی زن عمو رو اذیت نکنی.باشه .
جینا:باشه مامانی
راوی : جینا و ات باهم رفتن اتاق که ته هم پشتشون اومد .
جینا : عه عمو تو هم اومدی .
ته: آره قشنگم
جینا : زن عمو من میخوام برم بغل عموم
ات : باشه عسلم
راوی هر سه رو تخت نشستن
جینا : عمویی
ته:جانم قشنگ عمویی
جینا : تو زن عمو رو دوست داشته باش چون مهربونه اون منو دوست داره
ته : باشه چون تو گفتی من اونو دوست داشته باشم دوسش دارم
جینا: پس بوسش کن .
ته و ات : چی
جینا بوسش کن دیگه .
ته : باشه
ته لپ ات رو بوسید
جینا. نه اون جوری نه
ات : ببین یه بچه چه کار را که نمی کنه
ته: هوف بچه عیبه
جینا. تا بوس نکنی قهرم
ته : باشه .ای خدا بچه هم بچه های قدیم
ته لب ات رو سطحی میبوسه .
ات از خجالت گوجه شده
جینا : (میخنده ) آره الان شد شما همو دوست دارید
جینا میدوه پایین .
جینا : بابایی عمو زن عمو رو دوست داره (با صدای بلند و جیغ )
جین : تو از کجا میدونی وزه ؟ها ؟
جینا : عمو زن عمو رو بوس کرد .لبشو بوس کرد (با جیغ ذوق توری )
ته از پله ها با ات می دون پایین ته حالا دستش روی دهم جینا هست .
جین : باشه حالا یه غلطی کردی زنته بچه رو چرا خفه میکنی ؟ (با خنده )
ته : آخه دروغ میگه .
نامجون : آدم حرف راستو از بچه میشنوه .
ته : جینا. من باهات قهرم .
جینا: عمو مگه دروغ میگم
یونگی : پسرم کهر اشتباهی نکردی که همسرت هست . هر غلطی بخوای میتونی بکنی .
مینا: عزیزم جوری اولش رو حرف زدی فک نمیکردم این جوری بگی .
یونگی : چشه به این خوبی
سلنا : راست میگن ولی فک کنم دیگه باید بریم تا آبروریزی بد تو از این نشده .
نامجون : بله . بچه ها بلند شید بریم .
راوی : همشون بلند شدن جمع کردن رفتن ولی ته هنوز مثل بچه ها با جینا قهر بود .
فلش بک به روز عروسی .
........
ادامه ی پارت کو .... ؟؟؟؟
- ۹.۷k
- ۱۱ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط