دخترک رفت ولی زیر لب این را میگفت

دخترک رفت ولی زیر لب این را میگفت :

” او یقینا پی معشوق خودش می اید “

پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود :

” مطمئنا که پشیمان شده برمیگردد “

عشق قربانی مظلوم ” غرور ” است هنوز . .
دیدگاه ها (۲)

در من گرگی است...خسته از نبرد های پی در پی زندگی...در گوشه غ...

چہ خبر از دڸ تو........نفسش مثڸ نفسهاے دڸ ڪوچڪ مڹ میگیرد.......

حدّ پروازم نگاه توست بالم را نگیر سهمم از شادی تویی با اخم ح...

ﺩِﻕ ڪَـــﺮﺩَﻡ ...ﭘُﺸﺖِ ﺧَﻨـــﺪه ﻫﺂےِ ﺗَﻠﺨـــے ڪﻪ ﻫﯿﭽـــﮕﺂﻩ ڪ...

عشق اغیشته به خون )پارت ۱۰۶برخورد بدی در سرش گشت و بدون توجه...

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۲۸تهیونگ دست مین جی را سمت لبش برد ...

دخترک به آنجا امد و ارامش کنارش نشست ....و با همان رایحه همی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط