{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ما نفهمیدیم چه کنیم

ما نفهمیدیم چه کنیم
تا سردی دیدیم کمی دور شدیم
تا دور شدیم بی معرفت شدیم
گفتند بیشتر باش
تا کمی بیشتر بودیم
زبانشان چیزی نگفت
ولی چشمانشان مدام میگفت
از تو خسته شدیم... 😐
دیدگاه ها (۴)

.......

به قول قدیمی هاکارم درست است ولیدکانم بد جاستساکت و سنگینم ا...

.....💔 .....

بلاک کردن کارِ ترسوهاس...!!!!مگر برای افراد مزاحم...تو عکسها...

محو زیبایی او پارت ۲۲ ویو رزا به رقصمون ادامه دادیم _ حالت خ...

امروز 1 آگوست 2026، روزیه که استی 8 ساله شد..🫠هشت سال از زما...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 138♡⁠。⁠)⁩بیشتر ...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮Part 20صبح روز بعد، ویولت زودتر از هوسوک ...

رمان بازی حسادت 🤍⛓️

پارت: 19 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*هیچی نگفت. فقط نگاهم می‌کر...

🦢 پارت پنجم | چیزی که نباید حس می‌کردمهمانی هنوز ادامه داشت....

پشت نگاه سردت.... 15ویو تهوقتی رسیدیم خونه، در رو باز کردم و...

عزیز ترین دشمن من🍷پارت اول🍷ویو جیمین:حتما باید الان باشه؟. ...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط