{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیا آخرین شاهکارت را ببین . . .

بیا آخرین شاهکارت را ببین . . .
مجسمه ای با چـشمانی باز ، خیره به دور دست . . .
شاید شرق ، شاید غرب
مبهوت یک شکست ، مغلوب یک اتفاق ، مصلوب یک عشق ، مفعول یک تاوان
خرده هایش را باد دارد می برد . . .
دیدگاه ها (۳)

عروسی مان خوب برگزار شد . . . حالا در خانه خودمان نشسته ایم ...

رنگارنگ

در روزگاران قدیم پیرمردى تنها در روستایى زندگى میکرد او یک د...

زمانی که حضرت نوح(ع)سوارکشتی بودند و از موندن زیاد بر امواج ...

My nurse Part 15(ویو نویسنده)هردو به سمت کامیون قدم برداشتند...

پارت دوم روزها می‌گذشت و اضطراب، مثل ماری دور قلبم می‌پیچید....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط