{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱

پارت ۱

پدر غیرتی من


ویو جینا

توی حیاط پرورشگاه قدم میزدم که چندتا وون مشکی داخل شدن و یک عالمه بادیگارد اومدن بیرون و در و باز کردن دهنم باز مونده بود چقدر جذابههه واییی یک پسر جوون که بهش می‌خورد ۲۰ سالش باشه اومد بیرون با اون تتو روی دستش واوو*عکس بالا فیک*
میونگ اومد پیشم

میونگ: واییی میبینی چه جذابهه روش کراش زدم خیلی جذابه میخوامش

جینا: آره حوب برو پیشش

میونگ: واییی لعنتی عجب دافیه

جینا: عهه میونگ اون که نمیاد ما رو ببره پسره جوونه چجوری میشه بابامون آخه

میونگ: راست میگی حیف

و بعدش رفت وااا این چشهه؟؟؟

یهو بلندگو اعلام کرد


بلند گو : همه بچه ها به اتاقتون برید و آماده بشین

همه ی بچه ها با سرعت میرفتن تو منم قدم زنان رفتم داخل اتاقم و لباس مورد نظرم و پوشیدم و منتظر موندم و روی تختم نشستم
دیدگاه ها (۱)

Forced to be by your sideبه اجبار کنار توpart: 25سریع جیمین ...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆    ۶ پارتویو اتچند بار دیگه ن...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "23""ویو جئون آنجلینا"چند ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p76شب، قلعه رو توی سکوت فرو برده بود.باد...

اسم فیک = «محو اقیانوس نگاهت»پارت «40»ویو جئون آنجلیناحدود ظ...

تکه ای از تو 1

وقتی استادت بودP:4ویو ا.ت:داشتم غر میزدم زیر لب که یک کاغذ ج...

رمان هکر کوچولوی من پارت سوم

پارت دوم فردا صبح، آفتاب پاییزی از ل...

سایه ای به نام توa shadow named after you...**مقدمه**شب آروم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط