{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۲

پارت ۲

پدر غیرتی من

ویو کوک

رفتیم بالا و از پنجره به بچه‌ها نگاه میکردم چشمم به یک دختر خورد که سرش پایین بودو قدم زنان داخل شد یعنی اصلا دوست نداره بابا داشته باشه؟ یا خانواده؟ عجیبه چون همه ی بچه ها با ذوق دویدن تو ولی اون واکنشی نشون نداد


رفتم پیش خانم چوی

کوک: خب ببینین یک بچه ی آروم و بی دردسر میخوام حوصله نگه داریش و ندارم

خانم چوی : خوب تنها کسی که انگار توی پرورشگاه وجود نداره جینا هست بعضی دیگه هم آروم هستن ولی جینا اصلا با کسی غیر از میونگ صحبت نمیکنه

کوک: هومم میخوام ببینمش

خانم چوی : بله حتما دنبالم بیاین

همراهش رفتم و به یک اتاق رسیدیم در زده و وارد شدیم بچه ها با شوق و ذوق نگاه میکردن و هی پچ پچ میکردن باهم ولی یکیشون روی تخت نشسته بود و پاهاشو توی شکمش جمع کرده بودو داشت چیزی توی دفتر می‌نوشت

خانم چوی: جینا بیا اینجا

نگاهی بهمون کرد و آروم اومد سمت ما چقدر قدش کوچولو تا شکمم میرسه سرش پایین بود ادای احترام کرد و به زور صدای سلام کردنش به گوش می‌رسید

خانم چوی: این جینا دختر ساکت مدرسه هست

کوک: چند سالته؟

جوابی نداد یا من نشنیدم؟

جینا: ۱۴ *آروم

کوک: خوبه آماده شو بیا بیرون

و اومدم بیرون هرچی ساکت تر بهتر تو کارام فضولی نمیکنه

رفتم دفتر بجایی اینکه اونو بگیرم خریدمش و اومدم بیرون منتظرش وایسادم با یک لباس جدید اومد و همراه با یک کیف کوچولو توی دستش آروم آروم مثل حلزون اومد سمتم در ماشین و براش باز کردم نشست و خودمم نشستم و به راننده گفتم حرکت کنه
دیدگاه ها (۵)

the first lie

وقتی استادت بودP:4ویو ا.ت:داشتم غر میزدم زیر لب که یک کاغذ ج...

Forced to be by your sideبه اجبار کنار توpart: 27دو روز گذشت...

پارت ۵ 🖤با جینا سوار ماشین شدیم. تهیونگ جلو نشست و من تمام م...

#تکپارتی_تهکوک صدای عاشقانه امشب بارون بی وقفه به شیشه های...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁰ویو: جونگ کوکصبح با نور افتاب بی...

P10 .PRISAN MAFIA.

bts

وقتی جونگ کوک محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت، عا...

Do I love him, or do I hate him?P:¹ویو جیناامروز با صدای گری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط