عشق جاودان
عشق جاودان
پارت ۱۹
سریع بهش زنگ زدم که هونگ جواب داد
هونک:اقای اوسامو چویا تصادف کردن
قلبم ریخت
داد زدم
دازای:ادرس برام بفرست
سریع خودمو به بیمارستان رسوندم
چویا رو رو تخت بیمارستان دیدم
هونک:ماشین بهش خورده
دازای:همش تقصیر منه
دکتر یهو اومد
دازای: خوبه حالش؟؟؟
دکتر:شما چکارشین؟
دازای: خانواده شم
دکتر :حال بیمار خونه فقط دست و یکی از پاهاش شکسته فعلا باید استراحت کنن
دکترو هلوش دادم و خودم داخل شدم
چویا رو تخت بود
چویا: دازای اومدی
دازای:ببخشید
چویا:نه من میخاستم زود تر برم خونه
دازای: خیلی ببخشید اکه تو طوریت میشد من نابود میشدم (بعض)
چویا:هعی دازای من خوبم واقعا میگم فقط میشع بریم خونه
دازای:از دکترت بپرسم میام
باشه ای کرد
تو راه خونه بوديم
پارت ۱۹
سریع بهش زنگ زدم که هونگ جواب داد
هونک:اقای اوسامو چویا تصادف کردن
قلبم ریخت
داد زدم
دازای:ادرس برام بفرست
سریع خودمو به بیمارستان رسوندم
چویا رو رو تخت بیمارستان دیدم
هونک:ماشین بهش خورده
دازای:همش تقصیر منه
دکتر یهو اومد
دازای: خوبه حالش؟؟؟
دکتر:شما چکارشین؟
دازای: خانواده شم
دکتر :حال بیمار خونه فقط دست و یکی از پاهاش شکسته فعلا باید استراحت کنن
دکترو هلوش دادم و خودم داخل شدم
چویا رو تخت بود
چویا: دازای اومدی
دازای:ببخشید
چویا:نه من میخاستم زود تر برم خونه
دازای: خیلی ببخشید اکه تو طوریت میشد من نابود میشدم (بعض)
چویا:هعی دازای من خوبم واقعا میگم فقط میشع بریم خونه
دازای:از دکترت بپرسم میام
باشه ای کرد
تو راه خونه بوديم
- ۲.۹k
- ۱۱ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط