{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
تو بخند
مرا مسخره کن
اصلا دوستم نداشته باش
اما من
میخواهم امشب را
تا خود صبح گریه کنم
میخواهم مثل باران پاییز باشم
آنقدر ببارم تا سیل شوم
سیل شوم و ویران کنم تمام فاصله ها را
آنوقت اگر زنده ماندم
پلی از شعرهایم خواهم ساخت
که تا قلب تو امتداد داشته باشد
میخواهم از این پس
همیشه کنار تو باشم
بی انصاف
دلتنگی مرا از پا انداخت
شعرهایم سراسر غم شد
وجودم از عطش تو میسوزد
بگو پس کی می آیی؟

#عاشقانه#عاشقانه_ها#دلنوشته#دلنوشته_ها#دلتنگی
دیدگاه ها (۱)

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷③_بخش اول_بدترین دردی که می‌توان...

دروازه ی، دلت را به روی، قلب عاشق و بی قرارم نبند ماه مهربان...

من در این دلواپسی ها نشسته ام تنها... میخواهم با تو سخن بگوی...

#باران ❣خـدایا! گاهی که دلم از این و آن و زمین و زمان می‌گیر...

از قدیمی‌ها شنیده‌ام:« آدمیزاد شبیه آن کسی می‌شود که دوستش د...

. عادتم داده بودی به ساعتهای آمدنت،به حرفهای شیرین و خنده ها...

به نام الهی عشق و زیبای پروردگار عاشقم خدایا آمدم در حضورت چ...

اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ مِنْ رَحْمَتِکَ بِاَوْسَعِها وَک...

« زیباترین لحظه زندگی ام »چه لحظه زیبایی است آنگاه که تو در ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط