{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دروازه ی،

دروازه ی،
دلت را به روی،
قلب عاشق و بی قرارم نبند ماه مهربانم،
هر جای این شهر لعنتی که می روم،
یادگاری از تو بجا مانده،
کجا بروم که عطر و بوی تو را نداشته باشد،
ای آینه ی چشمانم،،
نیستی، اما خیالت با من است،
با خیالت می خندم،
حرف میزنم،
راه می روم،
و چون چشمانم مراقبت هستم،
میخواهم که همیشه تو را داشته باشم،
میخواهم هر صبح آفتاب من باشی،
میخواهم همیشه بی قرارت باشم،
میخواهم نامت را همیشه صدا کنم،
که وقتی نامت را صدا می کنم،
تمام وجودم آرام می شود،
دیگر قلبم درد نمی کند،
دیگر احساس دلتنگی نمی کنم،
و بیشتر عاشقت می شوم،
آری مهربانم،
با اینکه ندارمت، اما میان همه ی،
نداشتن هایم با تمام وجودم دوستت دارم،
و چشم به راهت خواهم ماند،
ای تمام امید و آرزویم 😢😢💔💔
دیدگاه ها (۱۱)

قضاوت، با شما 💔💔💔

دلتنگی آدمو، به خیال می کشه، دلتنگم و کسی نمی فهمد، قدم زدن ...

قسم، به نفس هایی، که از اعماق وجودم به شوق تو بر می آید، قسم...

فرقی نمی کند، برف ببارد یا باران،، فرقی نمی کند هوا آفتابی ب...

ماه صفر‌ تمام‌ می‌شود ...پیراهن‌ مشکی‌ عزای‌ تو‌ را‌ کنار می...

عاشقانه های شبنم

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت شــانزدهــمشــانزده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط