حکایت من حکایت کسی بود که دریا را دوست داشت اما قایق نداش
حکایت من حکایت کسی بود که دریا را دوست داشت اما قایق نداشت سفر را دوست داشت اما همسفر نداشت ! حکایت کسی بود که زجر کشید ، اما ضجه نزد ! زخم داشت اما ننالید ! گریه کرد ، اما اشک نریخت ! حکایت من حکایت کسی بود که پراز فریاد بود ، اما سکوت کرد تا همه ی صداها را بشنود ...
- ۷۸۷
- ۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط