{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رو تخت خوابیدی و ازخواب پامیشی میبینی هنوز خوابه !

رو تخت خوابیدی و ازخواب پامیشی میبینی هنوز خوابه !
با دستت تک تک اجزای صورتشو لمس می کنی و میبینی چشمای مهربونشو باز میکنه! :)
بلند میشه و جنگ با بالش ها شروع میشه ! اوج لذتش اینجاس که یکی از بالشا پاره شه و پرای بالش
بریزه بیرون :)) عاشق این فانتزیم :<
دیدگاه ها (۱)

الاهم نیدی گوناهم

بیا تمامش کنیم ... همه چیز را ... که نه من سد راه تو باشم و ...

اشک خیمه زده بر صفحه ی چشم نگرانم چنـد روزیسـت که دلواپسـم و...

تو کسی که خنده اش طعم زمستان میدهد من همان که ابتدایش بوی پا...

#سناریو_بی_تی_اس وقتی باهات قهرن و میری تا باهاشون آشتی کنین...

ابلیس

#من_عاشق_یک_مافیا_شدم #part_2۷تهیونگ اومد داخل اتاق تهیونگ:ا...

تک پارتی از میتسویا میتسویا بهت پیام داده که شب دیر میاد خون...

صداش خیلی نگران بود و میترسید..آروم برگشتم و چراغو روشن ککرد...

راهی برای نجات...پارت هفدهم_____________کت مشکی شو در آورد و...

قسمت6-جریان حلقه چیه؟چرا تو کامیار اون حلقه های یه شکلو دادی...

رئیس‌جمهور بود.از او در رابطه با پایان جنگ سؤال شد.سر را بال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط