{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قاتل من p

قاتل من 🩸🌚(p2)



همینجوری داشت که میدوید احساس کردم یکی بلندم کرده انداخته روی کولش دیدم روی هوا هستم ترسیدم شروع کردم به مشت لگد زدن جیغ که صدای سرد بم شنید
_اینقدر ولُ نخور بچه
+جونگکوک خودتی مرتیک عوضی منو بزار پایین
_آره خودم‌ هستم مشکلی اوه بیب حرف بد نداریم
+....
_ همینجوری آروم بمونه داشتی کجا فرار میکردی
+هرجای به جز تو اون عمارت
_ در آخر توی اون عمارت میمیری هیش حرف نزن
ا.ت هنوز میخواسته فرار کنه هرطور شده قرار نیست که تا تهش پیش این مرتیک روانی بمونه همینجوری فحش میداد به جونگکوک تا اینکه به عمارت رسیدن جونگکوک ا.ت رو از پله ها برد بالا رسید راهروی آخر در اتاق رو باز کرد اتاقی که پر وسایل شکنجه هنوز از دیوار هاش خون تازه خشک نشده بود ا.ت رو گذاشته روی تخت‌ دستشو با زنجیر بست پاهاشو هم همینطور رفت دنبال شلاق مورد مناسب شو برداره که صدای تهیونگ اومد که یهو ...



سلام خوشگلا چطورین :)
پارت هارو طولانی کنم یا نه ؟
و اینکه اگه حمایت ها زیادشه پارت بعد رو میزارم براتون ممنون میشم 🙃❤️‍🩹
دیدگاه ها (۱۷)

قاتل من 🩸🌚(p3)جونگکوک شلاق رو کنار زد رفت بیرون از اتاق تا ت...

قاتل من 🩸🌚(۴p)اَه لعنت اون روزی که دیدمت که اینجوری اسیر اون...

قاتل من 🩸🌚(p1)نمی دونم از کجا شروع کنم زندگیم تو سال اول عا...

شکلات تلخ من 🍫(pآخر)تهیونگ همون لحظه وارد شد نذاشته لی سوی ح...

آقازاده(p2)&ا/ت ببخشید ولی میدونم قرار بگی دوستم داری حقیقتش...

ازدواج اجباری «پارت ۳۱»

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط