{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلام صبحتون بخیر

سلام صبحتون بخیر

***********


باران گریستم و از چشمه غم برآمدم
آلایش روانم رفته بود جهان دیگر شده بود
در شادی لرزیدم و آن سو را به درودی لرزاندم
لبخند درسایه روان بود آتش سایه ها در من گرفت : گرداب شدم
فرجامی خوش بود اندیشه نبود
خورشید را ریشه کن دیدم
و دروگر نور را در تبی شیرین با لبی
فرو بسته ستودم
دیدگاه ها (۵)

‌خیلی ها فکر میکنند فرشته ها نمیلغزند... خطا نمیکنند. شاید خ...

يك جان خداى داده فداى ولى كنيمآن هم فداى مقدم سيد على كنيم.....

بــه نــام خـُـدایـــــی که ... دغــدغــه ی از دســـت دادنــ...

- نگاهم می کنیو چشم هایت چقدر خسته اند ! انگار از تماشای م...

ثریا رشیدی

مریم مقدس و کودک به همراه آن مقدس ( به ایتالیایی : Sant'Anna...

شام آخر اثر لئوناردو داوینچی

عبدالله ایران سروایول

شما یادتون نمیاد ولی من یه زمانی نقاش کاغذ بودم

هنرگرد نقاشی گل و گیاه

مونا لیزا اثری از لئوناردو داوینچی

ددی خون آشام من

‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ #New post  ‌  ‌(♱𝆬)‌‌ ‌ ‌ ‌꩜〜〜〜〜〜〜 ♱𝆬 〜〜〜〜〜〜꩜. ...

‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ #New post  ‌  ‌(♱𝆬)‌‌ ‌ ‌ ‌꩜〜〜〜〜〜〜 ♱𝆬 〜〜〜〜〜〜꩜. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط