{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍

‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍
این روزهایم به کلافگی میگذرد...
دلتنگی شده است درد بی درمان..
مثل یک پیچک مسموم به دست و پای دلم میپیچد از سر و کول رویاهایم بالا میرود ..دوست داشتنت در نوک انگشتان جوهریم یخ میزند مینویسم دلم برایت تنگ شده و پاک میکنم...
دوباره مینویسم دوستت دارم و ....
لعنت به این هزار و یک واژه ی سرگردان که نمیشود یکجا جمعشان کرد و شعری به بلندی قصه های هزار و یک شب با آن سرود...نمیشود مثل گیسوی پریشان دلبر ابرو کمان دیوان نمیدانم کدام شاعر به آغوششان کشید...
جواد.....من دلم برایت تنگ شده در این جمله اندوهی نهفته است اندوه هزار و یک شب تنهایی و در آغوش کشیدن رویایی که ......
دیدگاه ها (۱)

‍ ایستاده ای بر فراز بام شبهای تنهایی من...نردبان میگذاری و ...

‍ انتظار شاید انعکاس تصویر زیبایی مردیست که چشمهایش را در آی...

‍ تمام سالهای جوانیم در انتظار آمدن مامور پست گذشت که شاید ب...

‍ ‍ ‍ منهم یک روز تیتر برجسته ی صفحه ی حوادث روزنامه ی صبح م...

همین اول صفحه خط خطی شدمیبینی خدا زندگی من تمامش پر شده از خ...

اسفند امسال هم دود شد....و منو واژه هایم سالی دیگر را سپری ک...

مثل بیماری که بالاجبار خوابش می بردمرد اگر عاشق شود دشوار خو...

♨️ امر‌به‌معروف و نهی از منکر قطعاً اثر دارد، مخصوصا تذکر لس...

🎥 برای این افکار مؤاخذه خواهید شد#مراقب افکارتان باشبد🎙 استا...

آموزش سه سوته یقه ترند سالبرای شما که مبتدی هستی حتی تا حالا...

‌{{ #بانوان‌عزیز_جامعه‌ی_اسلامی_ما سعی کنند با همین روحیه، ب...

#پادکست #آرامش‌حقیقی #استادشجاعی

‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌...

#حال_نامعلوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط