تمام سالهای جوانیم در انتظار آمدن مامور پست گذشت که شای
تمام سالهای جوانیم در انتظار آمدن مامور پست گذشت که شاید بیاید و خبری از تو بیاورد اما نیامد..
بعدها شنیدم که شهردار تمام صندوق های پست را از سر تمام چهار راه ها و خیابانهای شهر جمع کرده و بجایش نیمکتهای خالی گذاشته...
بیخود نبود که نامه هایم به تو نرسید و تمام دلواپسی هایم در گورستان نامه های خوانده نشده دفن شد..
سارا....امروز نگران نامه های نرسیده نیستم نگران پستچی بیچاره ای هستم که هر روز با دوچرخه ی رنگ و رو رفته اش با کیف پر از نامه اش از کوچه ی ما عبور میکرد و گاهی برای پیرزن همسایه نامه های محرمانه ی معشوق دیرینش را می آورد..
و حالا دیگر پیدایش نیست.....
بعدها شنیدم که شهردار تمام صندوق های پست را از سر تمام چهار راه ها و خیابانهای شهر جمع کرده و بجایش نیمکتهای خالی گذاشته...
بیخود نبود که نامه هایم به تو نرسید و تمام دلواپسی هایم در گورستان نامه های خوانده نشده دفن شد..
سارا....امروز نگران نامه های نرسیده نیستم نگران پستچی بیچاره ای هستم که هر روز با دوچرخه ی رنگ و رو رفته اش با کیف پر از نامه اش از کوچه ی ما عبور میکرد و گاهی برای پیرزن همسایه نامه های محرمانه ی معشوق دیرینش را می آورد..
و حالا دیگر پیدایش نیست.....
- ۱.۳k
- ۰۱ اسفند ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط