{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن روزها رفتند

آن روزها رفتند
و گم شدند آن کوچه های گیج از عطر اقاقی ها
در ازدحام پر هیاهوی خیابانهای بی برگشت
و دختری که گونه هایش را
با برگهای شمعدانی رنگ میزد، آه
اکنون زنی تنهاست..!
دیدگاه ها (۱)

...

....

ﻏﺮﻭﺏ ﻫﺎﯼ ﭘﻨﺞ ﺷﻨﺒﻪﭼﯿﺰﯼﺷﺒﯿﻪﮔﯿﺲ ﻫﺎﯼﻧﺎﺑﺎﻓﺘﻪ ﯼِ ﺗﻮﺳﺖ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭِ ﻣﻦ ...

دوش دیدم وسط کوچه روان پیری مست.. برلبش جام شرابی وسبویی در ...

فیک یک روز با بی تی اس پارت اول ویو رونا ( خودم ) کوچه (باغ ...

اسم رمان《 چشم های بی انتها 》پارت ۳باد از هر طرف میوزید اسمان...

[ تناسخ زمان ] 3 part با صدای مرد غریبه ای چشم باز کرد لحظه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط