{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعضی روزها هوایی خانه‌ کودکی‌هایم می‌شوم،

بعضی روزها هوایی خانه‌ کودکی‌هایم می‌شوم،
دلم برای حیاطی که نیست...
مادربزرگی که نیست..‌.
مادر و پدری که نیستند....
می‌روم محله‌ قدیمی، دست می‌کشم روی دیوار
و قدم میزنم در پیاده روی خانه‌مان که دیگر نیست..‌.
سرم را بلند می‌کنم شاید مادرم پشت پنجره بیاید،
شاید برایم انار دانه کرده باشد،
شاید...‌
دلم کمی قدیم می‌خواهد.
رودخانه های پرآب
مردمانی شاد
شب نشینی ها ودور همی های ساده ولی دلچسب....
کوچه پس کوچه های زیبا با بوی ملس کاه گل
پشت بام هایی که رخت ولباس ها با رقص باد درهوا میچرخند...
بادبادک های کاغذی وچرخ وفلک های رنگی

چقدر زود دیر میشود !
چه قدر همه باهم یکرنگ بودیم !!!

روگارتون شاد و سلامت
دیدگاه ها (۳)

مادرم نیست

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

"ای آیه‌ی مکرر آرامش! میخواهَمَت هنوز"#بنام_عشق عشق، امن‌تری...

p25هوا تاریک شده بود.خانه‌ی سویون، برخلاف همیشه، امشب ساکت‌ت...

✦ اولین گناه ✦فصل نوزدهم: صبحی که برنگشت---لب‌هایش.روی لب‌ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط