خودش گفت اهان سلنا الا از اون سلناعه خل بهترهه صد

خودش گفت اهان سلنا .. الا از اون سلناعه خيلي بهتره..يه صداقت و سادگي خاصي تو چشماشه چی بود اون کنه افاده اي؟
لبخند زدم جیمین خشك گفت نمیدونم جنت چیا بهتون گفته..بهتون ربطی هم نداره اما إلا دختر خيلي خوبيه.. انقدر صاف و ساده و بي آلايشه که
فکرشم نمیکنین.. جنت شلوغ کاري ميكنه..
باباش اتفاقا جنت هم همینو گفت. گفت دختر خوبیه..
متعجب ابرو بالا انداختم.
دیدگاه ها (۲۷)

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۵۵۰ جنت خواهر جیمین از من تعری...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۵۵۱ ترس رفتن داشت همه وجودم رو...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۵۴۹ خيلي لرزون گفت: چون چيزي ر...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۵۴۸ اخ خداا... انگار دردش رو ت...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۴۲۲و انگشتم رو روي بازوش کشیدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط