{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

No copy

No copy
روزگاری عاشقم بود دگر نیست که نیست
یادی از من در دلش اکنون دگر نیست که نیست

عشق پاکی بود و یک دنیا صفا در بین ما

اما اکنون اثری از آن همه روزهای خوب نیست که نیست

در کنار من تو بودی و فقط عشق تو بود

اما افسوس اثری از تو دگر نیست که نیست

دست گرمی بود و یک دنیا صفا در دست تو

حلقه ای در دست من بود دگر نیست که نیست

روزی می آید که برگردی پشیمان نازنین

اما افسوس اثری از من مگر در زیر خاک نیست که نیست


دیدگاه ها (۱)

نترس مشتی... هیولا نیست...حاج رجب محمد زاده...۲۸ ساله ﮐﻪ ﻧﺘو...

No copyسگ نگاهه خنده داری به گرگ کرد و گفت: آهویت را ربودم،آ...

No copy. "ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ" ﻋﻀﻮﯼ ﺍﺯ ﺑﺪﻥ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭﺳﺖ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﻓﻮﺭﺍ ...

No copyمتــن قشـنـــگــــیه♥از دستش نده...یاد بگیر و یادت نر...

از تو چه پنهان عاشقت بودم

ای ماهِ در خون تپیده، ای ستونِ خیمه‌ی جان‌های بی‌قرار...کجای...

_سناریو_

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط