{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گم شده ام در اعماق وجودی به اسم " من"...

گم شده ام در اعماق وجودی به اسم " من"...
اسیر شده ام در کالبدی به اسم " تن" ...
به چهره ام که نگاه "میکنند" مملو از جوانی ام ...
به خود که مینگرم فقط فریاد خستگی را "میبینم"...
مدت هاست تنهام ، ...
نه اینکه آدمی در اطرافم نیست " نه"
اما در این همهمه لبریزم از سکوت محض..
گاهی پر میشوم از خلاء ِ " تنها " کسی که در کنارم باشد...
طوری که تصمیم به رها شدن از تنهایی میگیرم...
اما هنوز هیچ چیز را شروع نکرده پشیمان میشوم...
نه اینکه نخواهم "نه" اما آنقدر پرم از خالی بودن که چیزی از جنس ِ " شروع ِ مجدد " در خود نمیابم ...
چه کشف زیبایی بود این واژه ی " تناقض"
تنها چیزیست که بی تناقض در تمام لحظاتم وجود دارد....
دیدگاه ها (۲)

✍داستان جالبیہ⇦یکے نونش تو آشـغالاس...⌛یکے نونش با آشـغالا...

وقتی برف میبارد...پولدار که باشی برف بهانه ای میشود برای لبا...

ﺑـــﺒﯿـــﻦ رفــــیـــــقﻭﻗﺘـــے ﺗـــﻮ ﺟــــﯿﺒﺖ ﭘــــــﻮل ﻧﺒـ...

یک پکیج کامل موزیک تقدیم به شما دوستان....فول آرشیو از تمام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط