{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گم شده ام دراعماق وجودی به اسم..."من"

گم شده ام دراعماق وجودی به اسم..."من"
اسیر شده ام در کالبدی به اسم..." تن "
به چهره ام که نگاه "می کنند" مملو از جوانی ام...
به خود که می نگرم فقط فریاد خستگی را"می بینم"
مدت هاست تنهام،نه این که آدمی در اطرافم نیست" نه "
اما دراین همهمه لبریزم از سکوت محض...
پر می شوم از خلأ " تنها" کسی که در کنارم باشد...
طوری که تصمیم به رها شدن از تنهایی می گیرم...
اما هنوز هیچ چیز را شروع نکرده پشیمان می شوم..!

نه این که نخواهم " نه "

اما آنقدر پرم از خالی بودن...
که چیزی از جنس " شروع مجدد " در خود نمی یابم...!!
چه کشف زیبایی بود این واژه ی " تناقض "
دیدگاه ها (۳)

ﺯﻳﺎﺩ ﺑﺎ ﺧﺪﺍ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻥﺯﻳﺎﺩ ﺑﺎ ﺧﺪﺍ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺁﻣﺪ ﻛﻦﻭﻗﺘﯽ ﺩﻟﺖ ﺑﺎ ﺧﺪﺍﺳﺖ...

من آمده ام تا به ابد مال تو باشمپرواز کنی ؛ پر بزنم ؛ بال تو...

اهل دل ، دل مینوازد ، دل شکستن کار نیستهرکه باشد بی محبت واق...

بگذار تمام گُل ها را برایت بچینمتا زنبورها راهِ خانه ی ما را...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط