{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی که دستانم را می گیری

وقتی که دستانم را می گیری

حالِ پادشاهی را دارم که مردمش دوست می دارندش

و یا حالِ شاعری که اولین اثرش سرودِ ملی می شود

وقتی که دستانم را می گیری به همراهِ آن لبخندِ زندگی بخشت

حس و حالِ کودکی را دارم که اولین قدم هایش را برمی دارد

و یا حالِ فیلسوفی

که پس از سال ها

به پاسخِ یک سوالِ جهانی رسیده است

نمی دانی

چه شوری

چه امیدی

چه سعادتی

به جسم و جانم می بخشی

وقتی که دستانم را می گیری.

#خاص #جذاب
دیدگاه ها (۱)

🎭 آخرین نقشپارت هفتمروز بعد، لیانا زودتر از همه به استودیو ر...

( این دوتا سم بود گذاشتم برا آخر یعنی آبروی نداشته‌مون دیگه ...

حق.. 🤣🤣🤣🤣👌🏻عکس های منتشر شده از اسکیز در کنفرانس مطبوعاتی ♡T...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❷_بخش دوم_از عادت کردن فرار می‌کرد و به فرار کرد...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

⋆⃢🧁 رازِ کاپ‌کیک آخر🌸 ژانرعاشقانه • مهربانانه • زندگی روزمره...

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)»🎼 پارت پنجم: رقصِ سایه‌ه...

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت پانزدهم(از زبان راوی)این سه ماه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط