{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قهرمان غزلیات منی ...می دانی ...؟

قهرمان غزلیات منی ...می دانی ...؟
لا به لای غزلم درد مرا ...میخوانی ...؟

گل خورشیدی این باغ پر از اعجازی
لحظه ها در نفس صبح غزل پنهانی ...

مثل آیینه ترک خورده لب احساسم
و تو در لای همین قاب ترک می مانی

توی بازار دو چشمان عزیزت گم شد
دل این برده ی خوش آتیه ی کنعانی

پای من باز به دنبال تو تاول زده است
برده ای هوش دلم را به همین آسانی

تا به معراج رسیدم تو شدی معجزه ام
غزلم سوره ی عشق است تو شرح آنی .....

قهرمان غزلم... باخبری از دل من
دوستت دارم و دانم که تو این می دانی
دیدگاه ها (۲)

‌هیچ وقت بخاطر اینکههمرنگ جماعت بشی،نقاب به صورتت نزن!!!شجاع...

ﺑﯿﺎ ﮔﺎﻫﯽ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ بزن ﺑﻪ بیخیالی!ﺗﻮﯼ دنیای"بیخیالی"نفس بکش......

در مسیر باد باش و بوسه هایم را بگیرتو همیشه شاد باش و غصه ها...

پنج چیزی که همین الان باید ترک کنید: ۱- راضی نگه داشتن همه ۲...

اربعین که می‌آید، انگار تمامِ زمین و زمان در یک بغضِ طولانی ...

​ما، اسیرانِ این نقاب‌های زیبا هستیم؛ محکومیم که در اوجِ شکس...

​ما، اسیرانِ این نقاب‌های زیبا هستیم؛ محکومیم که در اوجِ شکس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط