خزان است و رفتگر
خزان است و رفتگر
جارو می زند از کوچه ها
آخرین برگ های امید مرا...
از ابری ِخانه ام اگر
رد شدی روزی ،
چشمی از پنجره اش آویزان است ؛
گَردِ گریه اش را بتکان...
جارو می زند از کوچه ها
آخرین برگ های امید مرا...
از ابری ِخانه ام اگر
رد شدی روزی ،
چشمی از پنجره اش آویزان است ؛
گَردِ گریه اش را بتکان...
- ۳۷۱
- ۱۸ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط