{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شروع فصل دوم🎉

شروع فصل دوم🎉
(این فصل خیلی طولانی چون....تام ریدل عزیز حضور دارد ولی با تغییر این که همه زنده می مانند حتا تام و امسال با دراکو خیلی کار داریم! و خبر خوب این هست که میتو ۱۴ سالشه و الیزابت روش کراش سگی داره)
امروز بیدار شدم و رفتم سراغ میتو که بیدارش کنم،هرچی نباشه امروز مدرسه شروع میشه
+آقای ریدل(با داد)
- هاااا
+بیدار شو بریم کوچه دیاگون!
-چرا؟
+امروز سال جدید شروع میشه دیوانه
- اههههه
+ کوفت، تازه امروز می خواهم الیزابت هم بینم
- باشه حاضر شو
+چه سریع،باشه رفتم
کاترین رفت و یک لباس سبز خوش رنگ پوشید با شلوار سیاه و روش ردای سیاهش رو پوشید.
+من حاضرم.
- خوبه،بریم
و راه افتادن سمت کوچه دیاگون.اونجا الیزابت با مارگارت حضور داشتن ولی کاترین رو ندیدن و کاترین سمتشون دوید و دستاش رو دور گردنشون حلقه کرد
+سلام سلام
الیز:کاترینننن سلام جوجوی مننن
مارگارت:سلام به شیطان رجیم ریدل زاده
+ااااا،از پارسال یادته؟
مارگارت:و همیشه یادم میمونه
الیز:بیا بریم تو کتاب خونه،راستی میتو خیلی جذاب نیست؟
+اره،ولی خیلی خوابالو عه،روش کراشی؟
الیز:نههههه.
+باشه باشه
و همه باهم رفتم داخل کتاب فروشی و هری و رون و هرماینی و دیدیم و تام خانواده ویزلی.
+هرماینییی
-کاترینننن
و پریدن بغل هم دیگه.بعد به همه سلام کرد و منتظر موندن تا کتاب هاشون خریداری بشه که یارو نویسندهِ(همچنان اسمش یادم نیست✨)
هری رو گرفت و برد و تا باهاش عکس بندازن و...
کاترین رفت طبقه بالا تا کتاب هارو نگاه کنه که دراکو رو دید که عصبانیه و به هری نگاه میکنه.
دراکو بهش نگاه کرد و ... شروع مکالمه
- سلام کاترین
+سلام دراکو.
- اینجا چی کار میکنی؟
+ خرید کتاب های درسی جدید،با اقای میتو ریدل
- ازش عصبانیی؟
+حسابی!نمیدونی چه پدری از من در اورده
-اخی.
+کوفت...عِه هری کارش تموم شد
و دراکو رفت پایین
#هری پاتر معروف نمیتونه بدون عکس برای صفحه اول روزنامه بودن به کتاب فروشی بره
جینی:راحتش بزار
#میبینم بادیگارد هم استخدام کردی..اوع
و باباش با مو های افشون پریشون وارد شد،دراکو هم برگشت پیش کاترین
+میگم،چه مشکلی با هری داری
-اون همیشه انتخاب اول همست حتا پدرم
+خب شاید بعضی ها تورو انتخاب اولشون بدونن
-امکان نداره،همه این ها بخواطر ثرو...
که به کاترین نگاه کرد
+تو انتخاب اول من هستی و می مونی نه بخواطر ثروت پدرت، به خاطر خودت!
-واقعا؟
+اره ولی باید لوس بودن رو کنار بزاری و شجاعت به خرج بدی!
-تلاشم رو میکنم
(ادامش بعد از ساعت ۳)
دیدگاه ها (۳)

همگی رفتن و سوار قطار شدن ولی رون و هری نه.زمان دسترسی به سک...

اولین درسمون کلاس گیاه شناسی بود و آماده بودیم تا استاد بیاد...

°شب کریسمس،سالن اجتماعات اسلیترین°امشب همه داخل سالن اصلی بو...

اهنگ ran ran ran

سلامممممممممم بچه ها این اولین باری که من داستان درست میکنم ...

سناریو درخواستی از تام ریدل

هرماینی دراکو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط