سلطنت بی پایان پارت 25
سلطنت بی پایان پارت 25
گفتم فقط ۲تا دیگه مونده تحمل کن }{ تهیونگ گفت آره تو کارتو بکن ولی میدونستم خیلی درد داده ویواش بخیه میزدم وقتی که بخیه زدنم تموم شد شکم
تهیونگ رو با باند بستم وقتی داشتم از پشت کمرش باندو میوردم تهیونگ از حال رفت به زور کمرشون بلند کردم و باندو بستم دکمه لباسش رو بستم و پتو رو کشیدم روش دستشو از زیر پتو بیرون کشیدم و ثرم بهش زدم تا زود خوب شه 🛌 رفتم پیش بقیه جینا داشت به نامجون چیهوپ کمک میکرد جونگکوک گفت حال تهیونگ خوبه گفتم آره بذار دستتو ببینم دستش خیلی بد 🩹 پاره شوده بود اول ضدعفونی کردم بعد با باند بستم وقتی که همشون رو کمک کردیم من گفتم من دیگه برم پیش تهیونگ استراحت کنین جونگکوک دستتو تکون نده جونگکوک گفت چشم خانم دکتر خندیدم 😆 رفتم تو اتاق تهیونگ هنوز خواب بود رفتم کنارش نسشتم لبش زخمی شوده بود یه چسب زخم کیوت رو از کشو برداشتم و و یکمی به تهیونگ نزدیک تر شودم موهاشو از جلوی چشاش برداشتم به پیشونیش یه بوس کردم چسب زخمو به کنار لبش چسبوندم چشاشو باز کرد گفتم بیدار بودی 😚تهیونگ گفت معلومه باید میددی که بوس کردنت بهم چه حس خوبی میده خندیدم گفتم چه حس میده تهیونگ خواست بلند شه ولی نتونست چون شکمش چاقو خورده بود و نتونست بلند شه گفتم استراحت کن تهیونگ گفت دوست ندارم دراز بکشم انگار کا بختک افتاده رو رفتم از دستش گرفتم و کمی بلندش کردم تهیونگ خندید گفت خیلی قوی هستی گفتم من چکار کنم تو خیلی سنگینی تهیونگ گفت باشه تو بردی گفتم گشنته تهیونگ گفت آره میشه برام کیمچی شیر توت فرنگی درست کنی با خودت گفتم چشم King 👑
من رفتم تو آشپز خونه تا برای تهیونگ کیمچی شير توتفرنگی سفارشی درست کنم تهیونگ تو تخت بود اینه کنار تخت رو برداشت و به خودش نگاه میکرد به چای زخم لبش که چسب زخم زده بودم نگاه میکرد دستشو به چای زخمش کشید گفت اوف خیلی میسوزه باید به جیسونگ بگم زخم دستمو عوص کنه خیلی درد میکنه بعد موهاشو داشت درست میکرد موهای فرفریشو بعد که من غذا رو درست کردم بردم تو اتاق تهیونگ گفت چه غذای درست کردی گفتم بله دیگه غذای من تو جهان تکن تهیونگ گفت دقیقا تهیونگ یکمی بلند شود و به بالش تکیه داد من غذا رو دادم بهش گفتم نوش جونت عزیزم خوب بخور تهیونگ گفت میشه خودت بهم بدی من نمی تونم با دست چپ بخورم گفتم باشه با کمال میل بعد رفتم پیشش
اسمات بنویسم یا همینجوری قشنگه)
گفتم فقط ۲تا دیگه مونده تحمل کن }{ تهیونگ گفت آره تو کارتو بکن ولی میدونستم خیلی درد داده ویواش بخیه میزدم وقتی که بخیه زدنم تموم شد شکم
تهیونگ رو با باند بستم وقتی داشتم از پشت کمرش باندو میوردم تهیونگ از حال رفت به زور کمرشون بلند کردم و باندو بستم دکمه لباسش رو بستم و پتو رو کشیدم روش دستشو از زیر پتو بیرون کشیدم و ثرم بهش زدم تا زود خوب شه 🛌 رفتم پیش بقیه جینا داشت به نامجون چیهوپ کمک میکرد جونگکوک گفت حال تهیونگ خوبه گفتم آره بذار دستتو ببینم دستش خیلی بد 🩹 پاره شوده بود اول ضدعفونی کردم بعد با باند بستم وقتی که همشون رو کمک کردیم من گفتم من دیگه برم پیش تهیونگ استراحت کنین جونگکوک دستتو تکون نده جونگکوک گفت چشم خانم دکتر خندیدم 😆 رفتم تو اتاق تهیونگ هنوز خواب بود رفتم کنارش نسشتم لبش زخمی شوده بود یه چسب زخم کیوت رو از کشو برداشتم و و یکمی به تهیونگ نزدیک تر شودم موهاشو از جلوی چشاش برداشتم به پیشونیش یه بوس کردم چسب زخمو به کنار لبش چسبوندم چشاشو باز کرد گفتم بیدار بودی 😚تهیونگ گفت معلومه باید میددی که بوس کردنت بهم چه حس خوبی میده خندیدم گفتم چه حس میده تهیونگ خواست بلند شه ولی نتونست چون شکمش چاقو خورده بود و نتونست بلند شه گفتم استراحت کن تهیونگ گفت دوست ندارم دراز بکشم انگار کا بختک افتاده رو رفتم از دستش گرفتم و کمی بلندش کردم تهیونگ خندید گفت خیلی قوی هستی گفتم من چکار کنم تو خیلی سنگینی تهیونگ گفت باشه تو بردی گفتم گشنته تهیونگ گفت آره میشه برام کیمچی شیر توت فرنگی درست کنی با خودت گفتم چشم King 👑
من رفتم تو آشپز خونه تا برای تهیونگ کیمچی شير توتفرنگی سفارشی درست کنم تهیونگ تو تخت بود اینه کنار تخت رو برداشت و به خودش نگاه میکرد به چای زخم لبش که چسب زخم زده بودم نگاه میکرد دستشو به چای زخمش کشید گفت اوف خیلی میسوزه باید به جیسونگ بگم زخم دستمو عوص کنه خیلی درد میکنه بعد موهاشو داشت درست میکرد موهای فرفریشو بعد که من غذا رو درست کردم بردم تو اتاق تهیونگ گفت چه غذای درست کردی گفتم بله دیگه غذای من تو جهان تکن تهیونگ گفت دقیقا تهیونگ یکمی بلند شود و به بالش تکیه داد من غذا رو دادم بهش گفتم نوش جونت عزیزم خوب بخور تهیونگ گفت میشه خودت بهم بدی من نمی تونم با دست چپ بخورم گفتم باشه با کمال میل بعد رفتم پیشش
اسمات بنویسم یا همینجوری قشنگه)
۷.۳k
۲۶ اسفند ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۳)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.