{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزهای بارانی

روزهای بارانی
هرگز به دستش ساعت نمی‌بست
روزی از او پرسیدم
پس چگونه است سر ساعت به وعده میایی ؟
گفت :
ساعت را از خورشید می‌پرسم
پرسیدم :
روزهای بارانی چه‌طور ؟
گفت:
روزهای بارانی
همه ساعت‌ها ساعت عشق است
راست می‌گفت
یادم آمد که روزهای بارانی
او همیشه خیس بود
دیدگاه ها (۲)

به من هرگز نگو دوستت دارمگوشم از تکرارِ لفظِ این نخ نماترین ...

امشب برای اولین بار نمی دانمکدام یک بهتر است بینایی یا نابین...

تو را برای شبی عاشقانه کم دارمتو را برای دعای شبانه کم دارمت...

شعر زیبای " استاد شهریار "راه کج بود نشد تا به دیارم برسمفال...

گاهیوسطِ روزِ عادی،بی‌هیچ بهانه،یادم می‌آیدروزیبرای یک صدا،ت...

پارت هجدهم بارون گرفته بود. رزا کنار پنجره نشسته بود، یه فنج...

⁨⁨بسیار سوزناک حتما بخوانید👇🏼💔😭خون از لبان چاک چاکش پاک می ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط