{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شعر زیبای " استاد شهریار "

شعر زیبای " استاد شهریار "

راه کج بود نشد تا به دیارم برسم
فال من خوب نیامد که به یارم برسم

بی‌قراری رسیدن رمق از پایم برد
نشد آخر سر ساعت به قرارم برسم

شهریاری پر از اندوه ثریا هستم
شاید آخر سر پیری به نگارم برسم

استخوان سوز سیاهی زمستان شده‌ام
بلکه نوروز بیاید به بهارم برسم

عشق هرروز دلم را به کناری می‌برد
عشق نگذاشت سرانجام به کارم برسم

مرگ دل‌بستگی آخر دنیای من است
می‌روم شاید روزی به مزارم برسم
دیدگاه ها (۲)

تو را برای شبی عاشقانه کم دارمتو را برای دعای شبانه کم دارمت...

روزهای بارانیهرگز به دستش ساعت نمی‌بستروزی از او پرسیدمپس چگ...

بگذار قیامت بکنم چند دقیقهبا بغض، نگاهت بکنم چند دقیقهیک عمر...

زندگی صحنه دل بود که من کات شدم”بسکه در محضر چشم تو مجازات ش...

♡شهرياری پر از اندوه ثریا هستم 🌸 ♡شايد آخر سر پيری به نگارم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط