{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک شبی مجنون نمازش را شکست . بی وضو در کوچه لیلا نشست

یک شبی مجنون نمازش را شکست . بی وضو در کوچه لیلا نشست
عشق ان شب مست مستش کرده بود . فارق از جام الستش کرده بود
گفت: یا رب از چه خوارم کرده ای؟ . بر صلیب عشق دارم کرده ای
خسته ام زین عشق دلخونم نکن . من که مجنونم تو مجنونم نکن
مرد این بازیچه دیگر نیستم . این تو لیلا ی تو من نیستم
گفت: ای دیوانه لیلایت منم . در رگت پنهان و پیدایت منم
سال ها با جور لیلا ساختی . من کنارت بودم و نشناختی
عشق لیلا در دلت انداختم . صد قمار عشق یکجا باختم
کردمت اواره ی صحرا نشد . گفتم عاقل میشوی اما نشد
سوختم در حسرت یک یا ربت . غیر لیلا بر نیامد از لبت
روز و شب او را صدا کردی ولی . دیدم امشب با منی گفتم بلی
مطمئن بودم به من سر میزنی . بر حریم خانه ام در میزنی
حال این لیلا که خوارت کرده بود . درس عشقش بی قرارت کرده بود
مرد راهش باش تا شاهت کنم . صد چو لیلا کشته در راهت کنم
دیدگاه ها (۴)

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟖𝟎چند ثانیه بهش نگاه میک...

برده عمارت جئون

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت ششمویو اتچند روز از اون ماجرا گ...

★ازدواج من و بابات؟...p⁵(end)(*دو هفته بعد*)تهیونگ:توی روز ه...

رمان:هرگز ترکت نمی‌کنمپارت ۳ ( پارت آخر)ا.ت رو آوردن. طلسم ش...

True Love①⑦لیا: خبری نشد؟ م: نه نشد.. ا/ت هم نمیدونست لیا: پ...

Part ¹آغاز فصل دوم! نفس من🪶🌖 - بغلمو ازت نگیرم؟ ترسیدی تنهات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط