{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اینجا زبان عشق را گویا نمی داند کسی

اینجا زبان عشق را گویا نمی داند کسی
برعهد بسته تا ابد گویا نمی ماند کسی


بس چهره هامان با نقاب پوشیده شد در روزگار
شعر وفاداری دگر اینجا نمی خواند کسی


سنگی شده دلهایمان احساسها درغربت اند
از عشق ها گویا هوس اینجا نمی راند کسی


بس عشقهامان با هوس آمیخته در روزگار
افسوس بریک عشق پاک دیگر نمیبالد کسی


از بس شکسته قلبها از سنگ بی مهری ولی
خو کرده ایم بر دردها دیگر نمی نالد کسی


سوختن سهم تو شد سنگ صبورم پس بسوز
اینجا زبان عشق را گویا نمی داند کسی ..
دیدگاه ها (۱۵)

زمان زیادی گذشت ....فهمیدم اونی که می خوای نمی شهفهمیدم بی ت...

خدایا من دلم قرصه کسی غیر از تو با من نیستخیالت از...

... انسانیت در من میمیرد...وقتی مادری کنار امام زاده جوراب م...

(یکمی درد دل باخودم )وقتی کوچیک بودیم همش آرزو داشتیم زودتر ...

عشق

💔مهدی جان(عج): هر چه سلام  دارم تقدیمت می کنم...💔سلام بهانۀ ...

بخونید پشیمون نمیشدداستان عشق شهریار ب زبان خودشوقتی که در ک...

تصویر واسه سخنان دکتر کم اوردم همه رو یجا میزارم !!! سخنان...

شعر زیبای آرش کمانگیر برف می بارد؛برف می بارد به روی خارو خا...

#داستان_عشق_شهریارداستان زیر، داستان عشق شهریار که عشقی جان‌...

واااااي كه چقدر اين شعر زيباست خواب بودم، خواب دیدم مرده ام/...

واااااي كه چقدر اين شعر زيباست خواب بودم، خواب دیدم مرده ام/...

خواب بودم، خواب دیدم مرده ام/بی نهایت خسته و افسرده ام/تا می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط