{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ربات فعاله، گزارش کنی با ۲۵ اکانت گزارش میشی

ربات فعاله، گزارش کنی با ۲۵ اکانت گزارش میشی
چندشاتی جونگکوک

part ۲

همه نشستن.. بعد از چند مین مامان‌ات‌گفت

م/ت: دخترم.. لطفا اتاق عمو اینارو بهشون‌نشون بده

ات:‌چشم...

ات بلند شد و عمو،زن عمو، کارن و جونگکوک هم‌پوست سرش راه افتادن به سمت طبقه بالا

ات به یه اتاق اشاره کرد

عمو و زن عمو اون اتاق شماست

[هردو لبخند زدن و تشکر‌کردن و به سمت‌اتاق رفتن تا چمدون و ایناشون‌رو بزارن و لباساشون رو عوض کنن]

به اتاق دیگه اشاره کرد

کارن اون‌اتاق توعه

[‌کارن تشکر کرد و وارد اتاق شد]

ات چند قدمی به شمت‌جلو برداشت

-جونگکوک.. اون اتاق توعه

[پسر لبخندی زد]

-مرسی‌کوچولو

کوچولو نیستم

-هستی

فقط ۴ سال ازم‌بزرگتریییی

-بالاخره کوچولویی

ایش..

[پسر خندید ]
دختر‌ به سمت‌اتاق خودش رفت که یهو در اتاقش باز شد و برادرش وارد اتاق شد

اییی چته حیوون؟ مگه اینجا تویله هست؟ کوری درو نمیبینی؟

ب/ت: هررررررررر حیوون آدم باش

سیکتیر کن از اتاقم بیرون

ب/ت: خوشگلممم آدم باش، به این‌پسره نچسب

اولن‌که به تو چه؟ دومن که من کجا بهش چسبیدم؟

ب/ت: کلی.. نمیخوام‌بهت نزدیک شه...

اون پسر عموته ، بز کوهی اعتماد نداری بهش؟
دیدگاه ها (۵)

Blood contract/رمان مافیایی (تهیونگ)

پارت ۲ دو پارتی اسمات جونگکوک*درخواستی* دوستان هرکی جنبه ندا...

marry without love part 2

𝓟𝓪𝓻𝓽 ۵۱✦ات ویوتمام مسیر برگشت از کمپانی فقط به حرف‌های ریچار...

قسمت سیزدهم | شب، چهره‌ی واقعی اوروزها، جونگکوک جئون فقط یک ...

رمان تهکوک

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۵۲ات کنار جونگوک ایستاد.جونگوک نق...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part تهیونگ شوکه شد......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط