VAMPIRE
VAMPIRE
Part 16
بیخیال نگاه کردنش شدم و بی توجه بهش رفتم سمت در خروجی
×هی هی کجا میری؟ تو که نگفتی چطور شدم
_میخوای بگم؟
×اوهوم
(چرخید طرفش)
_خیلی زشت شدی
÷(بهش ناخن وسطش رو نشون داد)
_حوصله ندارم وگرنه جوابتو میدادم
×اگرم حوصله داشتی حرفی برای گفتن نداشتی آقای هوانگ
_بهتره ساکت شی و سوار ماشین شی
×خودت رانندگی میکنی؟
_اره چطور؟
÷هیچی همینطوری پرسیدم
_باشه دیگه سوار شو
ویو ا/ت
سوار ماشین شدیم و حرکت کردیم سمت مقصد بعد از اینکه از عمارت دور شدیم به یه جاده ی خلوت رسیدیم که فقط یه ماشین اونجا بود که اونم ماشینی بود که ما داخلش بودیم هیونجین ماشین رو هدایت کرد بغل جاده و خاموشش کرد
×رسیدیم؟
_نه
_پس چرا اینجا پارک کردی؟ مشکلی پیش اومده؟
_یه مشکلی هست
×چه مشکلی؟
_من برای تو علامتی که نشون دهنده ی این باشه که صاحب داری رو نزاشتم
×منظورت چیه؟ تو که صاحب من نیستی
_اونروزی که من تورو از پدرت گرفتم دیگه مال من شدی
×نخیرم من مال خودمم نه مال کسی دیگه ای
هیونجین بدون توجه به حرف ا/ت از روی صندلی راننده خیز برداشت و روی ا/ت خیمه زد و صندلی رو خوابوند و سرشو فرو کرد توی گردن ا/ت و شروع کرد به گذاشتن مارک های بنفش
ا/ت هیچ کاری برای جدا شدن هیونجین از خودش نکرد و گذاشت هیونجین کارشو بکنه چون میدونست هرچی تلاش کنه نمیتونه اونو از خودش دور کنه مثل همون شب اول عروسیشون.....
ناله های ریزی که بخاطر درد بود از دهن ا/ت خارج میشد...
×ه...هیونجین میشه بس کنی؟
هیون از روی ا/ت بلند شد و به حالت اولیه اش برگشت ا/ت از توی کیفش آینه ای در اورد و مشغول دیدن گردنش شد....
÷چرا اینکار رو کردی؟
_باید بفهمن که بی صاحب نیستی(ماشینو استارت زد و به راهش ادامه داد)
ادامه دارد🦇.......
Part 16
بیخیال نگاه کردنش شدم و بی توجه بهش رفتم سمت در خروجی
×هی هی کجا میری؟ تو که نگفتی چطور شدم
_میخوای بگم؟
×اوهوم
(چرخید طرفش)
_خیلی زشت شدی
÷(بهش ناخن وسطش رو نشون داد)
_حوصله ندارم وگرنه جوابتو میدادم
×اگرم حوصله داشتی حرفی برای گفتن نداشتی آقای هوانگ
_بهتره ساکت شی و سوار ماشین شی
×خودت رانندگی میکنی؟
_اره چطور؟
÷هیچی همینطوری پرسیدم
_باشه دیگه سوار شو
ویو ا/ت
سوار ماشین شدیم و حرکت کردیم سمت مقصد بعد از اینکه از عمارت دور شدیم به یه جاده ی خلوت رسیدیم که فقط یه ماشین اونجا بود که اونم ماشینی بود که ما داخلش بودیم هیونجین ماشین رو هدایت کرد بغل جاده و خاموشش کرد
×رسیدیم؟
_نه
_پس چرا اینجا پارک کردی؟ مشکلی پیش اومده؟
_یه مشکلی هست
×چه مشکلی؟
_من برای تو علامتی که نشون دهنده ی این باشه که صاحب داری رو نزاشتم
×منظورت چیه؟ تو که صاحب من نیستی
_اونروزی که من تورو از پدرت گرفتم دیگه مال من شدی
×نخیرم من مال خودمم نه مال کسی دیگه ای
هیونجین بدون توجه به حرف ا/ت از روی صندلی راننده خیز برداشت و روی ا/ت خیمه زد و صندلی رو خوابوند و سرشو فرو کرد توی گردن ا/ت و شروع کرد به گذاشتن مارک های بنفش
ا/ت هیچ کاری برای جدا شدن هیونجین از خودش نکرد و گذاشت هیونجین کارشو بکنه چون میدونست هرچی تلاش کنه نمیتونه اونو از خودش دور کنه مثل همون شب اول عروسیشون.....
ناله های ریزی که بخاطر درد بود از دهن ا/ت خارج میشد...
×ه...هیونجین میشه بس کنی؟
هیون از روی ا/ت بلند شد و به حالت اولیه اش برگشت ا/ت از توی کیفش آینه ای در اورد و مشغول دیدن گردنش شد....
÷چرا اینکار رو کردی؟
_باید بفهمن که بی صاحب نیستی(ماشینو استارت زد و به راهش ادامه داد)
ادامه دارد🦇.......
- ۷.۹k
- ۳۰ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط